على محمدى خراسانى

192

شرح منطق مظفر (فارسى)

دليل شرعى بر ما ثابت شده كه شراب در اسلام حرام است ، حال معناى تمثيل اين است كه بگوييم : نبيذ يا فقاع هم مثل شراب حرام است و يا حداقل محتمل الحرمة است به دليل اين‌كه هردو در وصف اسكار شريك هستند و در حقيقت چنين گفته‌ايم : « النبيذ حرام لان الخمر حرام و علة حرمته الاسكار و هو موجود في النبيذ » . بحث دوم . اركان تمثيل : هر تمثيلى بر چهار ركن استوار است كه هركدام نباشد تمثيل از بين مىرود : 1 . اصل يا مشبه به : جزئى يا موضوع اولى است كه حكمش براى ما معلوم و محرز است و به دليل قطعى يا ظنى معتبر ، ثابت گرديده مانند « خمر » در مثال مذكور . 2 . فرع يا مشبه : جزئى يا موضوع دوّمى است كه هدف ممثّل از اين تمثيل ، اثبات حكم موضوع اولى براى اين موضوع است و بدين وسيله مىخواهد وضع اين را روشن سازد ، در مثال مذكور « نبيذ يا فقاع » فرع ناميده مىشود . 3 . جامع ، وجه شبه يا قدر مشترك : جهت شباهتى است كه ميان اصل و فرع ( موضوع اول و دوم ) وجود دارد كه همان واسطه در اثبات است يعنى ما به واسطهء اين جامع ، مىخواهيم حكم اصل را به فرع بكشانيم و در مثال مذكور آن جامع ، وصف « اسكار » است . 4 . حكم : وصف يا محمولى است كه به‌طور يقينى براى اصل ثابت است و منظور اصلى از اين استدلال ، اثبات آن حكم براى فرع است ، مانند « حرمت » در مثال مذكور ، حال اگر در موردى تمامى اين اركان چهارگانه بودند البته تمثيل و استدلال منعقد مىشود و اگر يكى از اين اركان مختل شد مثلا حكم اصل ، براى ما محرز نبود يا قدر جامعى ، ميان دو جزئى نبود و . . . هرگز تمثيل محقق نخواهد شد . بحث سوم . ارزش علمى و يقينى تمثيل : آيا تمثيل يقين‌آور است ؟ يا گمان‌آور است ؟ و يا حداكثر ، احتمال درست مىكند ؟ مرحوم مظفر مىفرمايند : تمثيل از آن جهت كه تمثيل است با بساطت آن ( بدون پشتوانه تعليل و تقويت وجوه شباهت كه بعدا خواهد آمد ) ، از آن ادّله‌اى است كه حدّاكثر براى انسان « احتمال » ايجاد مىكند يعنى صرفا احتمال مىدهيم كه : شايد حكمى كه براى اصل ثابت شده براى فرع نيز ثابت شود و دليل مطلب آن است كه به صرف اين كه دو چيز در يك يا چند ويژگى با يكديگر مشترك بودند نمىتوان قاطعانه و يا حتى به